X
تبلیغات
رایتل
شنبه 5 مهر‌ماه سال 1382
تقریبا 90 درصد کارهایی که باید تا اخر تابستان انجام می دادم تمام شد تازه 5 روز هم از پاییز قرض گرفتم.!!!!!!!
من تکلیفم را با خودم نمی دونم یک موجود کاملا تنبل و خوشگذران و یک موجود کاملا فعال با هدفهای عالی . ایندوتا اخرش منو خل می کنند.!
کار پروژه ام که تمام شد مونده بود دوتا مقاله در مورد پارچه های باستانی که یکیش باید برای همایش می رفت دومی هم برای یک مجله. برای جفتشون هم تا اخر شهریور وقت داشتم . یک هفته استراحت و زمانی که می خواستم شروع کنم یکی از مشتریها زنگ زد و کلی سفارش کارهای تبلیغاتی داد. بدبختی اینه که اونروز شدیدا تو مود فعالم بودم رفتم و همه کاراشو از کارت ویزیت تا طراحی صفحه های وب و طراحی بسته بندیهاش گرفتم.
ولی چشمتون روز بد نبینه !
از فرداش با کله افتادم تو مود تنبلی اینجوری که میشه و اینهمه کار هم که داشته باشم کلی خل میشم اعصابم بهم می ریزه و پاچه همه را می گیرم تازه این همزمان بود با انتخاب واحد لعنتی دانشگاه و دعواهای فصلی خواهرم !!!!
هرکاری می کردم نه یک خط از مقاله ها را می تونستم بنویسم و نه یک اتود مدادی برای طرحها زده می شد.
تمام این کارها هم مثل صد کیلو بار روی دوشم بود هی خودم را لعنت می کردم که تنبل جان تو که با خودت رودربایستی نداری و می دونی چقدر تنبلی پس چرا این سفارشها را قبول کردی!!!!!!!!!!!!!1
دیگه این روزهای اخر شهریور با اینکه هنوز مودم عوض نشده بود مجبور شدم مثل فرفره کار کنم و همه چیز را سر و سامان بدم با اینکه همه این کارها سه روز بیشتر وقتم را نگرفت ولی به اندازه سه هفته سنگینیش رو دوشم بود و عذاب کشیدم
چرا ؟
یک نکته کاملا منحرفی !
خیلی زور داره به ادم بگن تنها راه علاج مشکلات و بیماریهای زنانه ات ازدواج یا داشتن رابطه جنسیه! احمقانه نیست .!!!!!!!!!!!
من تر جیح می دم از سرطان رحم بمیرم تا صرفا به خاطر این موضوع با کسی رابطه داشته باشم !
دیشب کلی سر این موضوع با دوستم خندیدیم و تصور می کردیم چه حالی به مردها دست میده وقتی طرفشون بهشون بگه عزیزم من فقط به خاطر بهبود بیماریم با تو بودم حالا که خوب شدم هیچ احتیاجی بهت ندارم !
یا بگه نقش تو در زندگیم مثل نقش امپول پنیسیلین بوده و الان احتیاجی بهت ندارم .
البته خداراشکر دختر ها و پسرها با دلایل احمقانه تر از این هم همدیگر را سر کار میذارند و از هم سو استفاده می کنند.