چهارشنبه 23 مهر‌ماه سال 1382
دلم بدجوری شور میزنه ! نمی دونم چرا ولی انگار یک اتفاقی قرار بیافته و من حراصشو دارم . از طهر اینجوری شدم . اول فکر کردم به خاطر تاخیریه که دارم ولی بعد دیدم اونجا اصلا مهم نیست که من زود برسم یا دیر !!!
بعدشم از بس کار داشتم مشکلی نبود ولی از وقتی رسیدم خونه باز روز از نو روزی از نو! دستم میلرزه ! توی دلم ولوله ایه ! یکحجم سنگین انرژی از گلو تا زیر قلبم اومده و داره خودشو به درو دیوار میکوبه !
من چمه ! امروز که از بهترین روزهای امسالم بود؟
گفتم بنویسم شاید سبک شم ولی مثل اینکه فایده نداره !
ولش کن !
ولی چرا اینجوری شدم برای خودم که مهمه !
چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نظرات (2)
سلام.... من که نظرمو دادم
همینه دیگه . راستی یه ویروسی جدید ن اومده سرما خوردگی با گلو درد و صرفه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد