X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1382
وقتی میبینی بزرگ شدن چقدر سخته بدترین کار اینه که با یک کوچولو بری مسافرت !!! دنیای بچگی که نتونستی ازش دل بکنی اونقدر بهت نزدیکه که این سالهای اخیر که تلاش می کردی مطابق سن و سالت رفتار کنی پوچ و مسخره میاد . من وفسقلیه با اینکه یک نصفه روز با هم بودیم کلی بهمون خوش گذشت . منو به دنیای کودکیم برد ومن برای جبران این لطفش سعی کردم تو ی این نصفه روز هرچی تجربه دارم بهش بگم . چه جوری میشه از درختی که حلزون داده محصول برداشت کرد؟ چه جوری از برگ های چسبناک درخت توسکا چسب می گیریم ؟ و ... حالا دوباره قدم گذاشتن تو این دنیای ادم بزرگها منو می ترسونه ! سفرهای از پیش تعیین نشده کلی خوبه ! صبح پنجشنبه سر میز صبحانه مامان : برنامه امروزت چیه ؟ من : دانشگاه کلاس دارم ولی نرم هم هیچی نمیشه ! شما چکاره ای ؟ : یک سر خونه عزیز جون و دیگه هیچی : بیخیال! بریم شمال ! : بریم ! و اینجوری شد که دو تایی سر از شمال در اوردیم . مفید ترین قسمتش احساس نزدیکی ای بود که باهاش می کردم .صمیمیتی که جاش تو روابط خانوادگی ما خالیه و یواش یواش داره بوجود میاد. بدیش اینه که خانواده من از همون اول با من مثل یک ادم کامل رفتار کردند و روی تصمیمها و کارهام هیچ نطری نمی دادند به جز اینکه اگه می دونی به صلاحته انجام بده ! که این هم هیچ کمکی به من نمی کنه و در اخر هم تمام فشار روی خودمه ! یادنگرفتم باهاشون درددل کنم چون می ترسیدم تصورشون از من مخدوش بشه و دیگه بهم اعتماد نکنند ! یک ترس کودکانه ! خودشون هم مقصرند گوش خوبی برای درد دل نبودند یک جریانی هست که داره منو باخودش میبره و من هیچ تصمیمی دربارش نگرفتم . توی این اب که بسیار ارام جریان داره غوطه می خورم و هیچ حرکتی مبنی بر مخالفت یا موافقت باهاش نمیکنم . فعلا فشار اب بسیار کنده و حرکتم نا مریی ولی میدونم جلوتر گردابهایی هست و من یا باید از این جوی خارج بشم یا روش شنا و مقابله با مشکلاتشو یاد بگیرم و خودم را مجهز کنم. برم یا بمونم ؟ می دونم که باید برم ولی انگیزه هام هنوز اونقدر قوی نشده که بر دلبستگیهام غلبه کنه ! اگر زمانی این حکومت عوض بشه من اولین جایی را که به اتیش می کشم اداره اماکن و ادمهای کوتاه فکر توشه ! این موجودات به حکم زن بودن من منو از کلاس استادی که کلی درس ازش گرفتم محروم کردند ! به خدا این اسلام نیست . اسلام برای من راهیست برای رسیدن به او !بدون قرار و قانون ناعادلانه ! راهی اگرچه سخت که از دل میگذرد ونه از دستورالعمل من دراوردی که نتیجه ای جز زجر ادمها و دور شدنشون از مسیر اصلی نداره !