دروغ ممنوع

بیایید صادق باشیم...

دروغ ممنوع

بیایید صادق باشیم...

خرس کوچولو غمگینه ! موش ملوس تو چشماش غم داره ! خرگوشه نمیتونه بخنده ! خرس کوچولو : خرگوش عزیز؛ موش قشنگ ؛ چرا دلتون اینهمه گرفته! شما باید فردا رو پیرهن یک نوزاد چاپ بشین ! شما باید لبخند را به دل خانواده ای هدیه کنید ! چرا نمی تونم شادی را تو چهرهاتون بشونم ! منکه خوشبختم ! منکه خدا همه چیز را در حقم تموم کرده ! بنده خاصش مثل شیر پشت سرمه ! مانند یک پدر حواصش به کوچکترین حرکاتم است و دستم را گرفته و به ارامی تو مسیر زندگی هدایتم می کنه ! و دلم پر از عشق و احتراه نسبت بهش ! خدای بزرگ منو گذاشته تو یک مسیر روشن و راهی پر از فراز و نشیب که هرکسی را توش راه نمیدن ! و همین باعث افتخارمه ! مردی از جنس عشق و مهر بهم هدیه داده ؛ که همراهم باشه و بال پروازم ! یک خانواده خوب ! یک زندگی خوب ! من خوشبختم ! پس چرا طرحهام اینهمه غمگینند ؟ چرا وقت کشیدن لباشون گوشش میلرزه و میفته پایین ؟ طبق معمول از خودم ناراضیم ! باز فکر می کنم نسبت به اینهمه لطفی که بهم شده ؛ خودم کم کاری می کنم ! از مسئولیتهام فرار می کنم ! این کودک سرکش باید رام بشه ولی دیگه کاملا افسار گسیخته شده ! تمام این طرح ها هفته پیش باید تموم میشد و تحویل داده میشد ! کلی از گزارشهای دفتر مونده که باید تنظیم بشه! پروژه فوقم رو هواست ! حالم از خودم بهم میخوره ! و تنها کاری که اینروزها انجام میدم فراره !

یک شروع تازه

سه سال با یک جمعی باشی که منبع انرژی تو محسوب میشن ! ازشون دلگیر بشی ؛ با حاشون حال کنی ؛ همراهت باشن ؛ دلتو بشکونن ؛ دلشون برات تنگ بشه ؛ دوستشون داشته باشی ! و کلی احساسات ضد و نقیض که تو هر رابطه ای میتونه وجود داشته باشه ! تموم این ادمها یک بخش بنیادی زندگیت را تشکیل میدن و انچنان توی دلت محکم شدند که هیچ کس دیگه نمیتونه جای اونها را بگیره ! ازشون دلخور میشی ولی نمی تونه از زندگیت حذفشون کنی ! دلت را یشکنن ولی دلت برای تک تکشون و حضور میونشون میتپه ! خلاصه این ادمها و مسیری که باهاشون میری میشن پایه و اساس زندگیت ! یک روز مجبور میشی یک پروژه مشترک را باهاشون شروع کنی و باید ازبین این سی چهل نفر ؛ 3 نفر را انتخاب کنی تا پیش بری ! یکیشون دست خودته ! پس نزدیک ترین و صمیمی ترین ادمی را که باهاش احساسات خوب را تجربه کردی انتخاب می کنی ! نفر بعدی مسلما شوهر اون دوستته ! و نفر سوم ! دلت شور میزنه که اون کیه ! ادمی نباشه که دلت را شکونده ! ادمی نباشه که دلشو شکونده باشی ! ادمی باشه که تو این مسیر سد راهت نشه و مهره ای باشه که باعث پیشرفت کار بشه ! نه کسی که به خاطر اختلافات سطحی و اخلاقی باعث بشه که این جمع 4 نفره از هم بپاشه ! و زمانی که بهت اسمشو می گن ؛ نفس راحتی میکشی که اخیش بی خطر ترین ادمی را که میشد انتخاب کردند ! و کار را شروع می کنید ! یک هفته ؛ دو هفته ؛ سه هفته می گذره ! یک حس عجیب میاد تو دلت . بهش وابسته شدم یا عادت کردم بهش ؟؟؟ چرا وقتی می بینمش خوشحال میشم ؟؟ نکنه این ادم برام بشه یک ادم خاص ؟ نه این غیر ممکنه ! و به این حست اجازه نمیدی رشد کنه ! باورش نمیکنی چون میترسی اگر باورش کنی مجبور بشی از تمام داشته هات دست بکشی و نمیدونی که خاصیت عشق بینیازیه !! می ترسی که این حس باعث بشه که نذارند تو مسیری که داری میری جلوتر بری و از تمام زیبایی هاش محرومت کنن! پس لهش می کنی و میندازیش تو یکی ازون سیاهچالهای دلت و کلی ترس و بدبینی هم میریزی روش تا خفه بشه ! بعد یک روز غروب میفهمی که تو تنها نیستی و دل اونهم درگیر شده ! حتی خیلی پیش از تو ! دوستت و شوهرش با حرفاشون بهت می قبولونند که عشق تنها حسیه که احساس گناه توش جایی نداره ! بهت می گن که باید یک تغییر بزرگ را تو دلت تجربه کنی و اون حس قشنگ را از زیر خروارها ترس بکشی بیرون و بهش احترام بگذاری ! پس دستت را به دست زمان میدی و میگذاری ببرتت به هرجا که باید بری ! و یک شب بارونی به خودت میای و می بینی که زمان دستت را گذاشته تو دست اون و خودش داره جلو جلو میره ! و اونجاست که باور می کنی که طی مسیر زندگی با یک همراه عزیز چقدر دلپذیره ! و همراه با قطره های بارون ؛ اشکهات را تقدیم زیبایی این حس می کنی و به یادت میوفته که چقدر دوست داشتن زیباست ! و دلت گرمه که اون قدرت عظیمی که اون بالاست حواسش بهتون هست ! اونی که بعد از سه سال تازه چشمت را باز کرده تا ببینی که اونچه توی این دنیای به این بزرگی دنبالش می گشتی سالها در کنارت بوده ! داستان ما تجلی واقعی داستان کیمیاگره ! هردو راهی دراز را گذروندیم و زمانی که خسته و فرسوده به نقطه اغاز رسیدیم ؛ با گنج گرانبهایی روبرو شدیم که دیر زمانیست که جلوی چشممون بوده و نمیدیدیمش ! نمیدونم که اخرش چی میشه ! شاید این مسیر هم محتوم به جدایی باشه ولی اونقدر نکته و درس توش هست که نمیذاره به پایان بیندیشیم که همین دوست داشتن زیباست !