X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

پنج‌شنبه 17 خرداد‌ماه سال 1386

وقتی به این ۳۰ سال گذشته فکر می کنم هرچی عقبتر می روم خاطره ها گنگ و مبهم می شوند و یکهو از میان اونها یک خاطره هنوز پر رنگ و تازه است . تصمیم گرفتم اینجا را بگذارم برای بررسشی تمام خاطراتم . شاید بفهمم چرا از ۶ سال اول زندگیم هیچ بهیاد ندارم جز چند تا اتفاق کوچک.

می خواهم ذهنم را اگاهانه به گذشته برگردانم شاید بیشتر خودم را بشناسم و با خودم ارتباط برقرار کنم.

نظرات (4)
حالا من یه عالمه چیز از شیش سال اول یادمه بقیه اش تقریبا به رحمت خدا داره میره!
سلاموبلاگزیباییداریبهمنهمسربزن
سلام خوشحالم که اولین نفر هستم که نظر میدم. منم باهات موافق هستم که خاطراتتو بنویسی منم خیلی دوس دارم این کارو بکنم . ولی ۱ ماه دیگه کنکور هستش و باید حسابی بخونم. من می خوام خاطراتتو بخونم. ولی این از من به تو نصیحت دیبا جان آدم خودشو تو گذشته هاش نمیشناسه تو خودتو تو حال بشتاس و کامل کن . و از گذشتهات درس بگیر. گذشته تموم شده . با حال پیش برو و به آینده توجه کن. برام mail بزن .:-(

موفق و یروز باشی

سعی کن...شاید تو موفق بشی به یاد بیاری!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد