یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1382
وقتی توی این وبلاگهای شخصی می گردی میبینی بیشتر از نیمی از انها از تنهایی گله دارند.با اینکه دور و برشون خیلی شلوغه ولی مشکل اصلی نبود یک همزبان یا همدل است.
مشکل عجیبی است یعنی همه این ادمها بنوعی یک جزیره کوچک تنهان.
چند روز پیش پهلوی کسی بودم که داشت از راههای رشد فردیت می گفت .
او گفت در راه رشد حضور سه چیز لازم است:
کار سازنده
دوستان همدل وهمزبان
تجربه عشق فردی
اولین و دومی نتیجه تلاش و برخورد خود انسان است و سومی کمی صبر هم لازم دارد.
باید اعتراف کنم که منهم به جز کار سازنده از دو تای دیگر بی نصیبم.
دو ستان خوب زیاد دارم ولی هر گروه با یک بعد شخصیت من ساز گارند
با گروهی تنها میشه شام رفت بیرون و مزخرف بگی وبشنویو از فشار کار هیچ نباید گفت
با گروهی دیگر فقط میتونی از تجربه ها ی خاصت صحبت کنی و هیچ مهمانی همراهیت نمی کنند.
گروهی دیگر ........
و الی اخر
و در اخر به این نتیجه رسیدیم که من کاملا مشکل ارتباط برقرار کردن دارم. چون همه پشت سرم میگن فلانی چه قدر خودشو می گیرهولی در واقع من نمی تونم زبان مشترک بین خودم وادمها را پیدا کنم.
نظرات (1)
سلام ... ستگی داره که زبان مشترک رو چی تعریف کنی !!!؟ من در نگاه آدما به دنبال زبان مشترک میگردم !
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد