X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1384
یک ادمی که خیلی هم قبولش دارم یک روز به من گفت : دوست داشتن یک ارتباط دو طرفه است که تو این رابطه هر کدوم از طرفین یک رشته نخ نامرئی به دست دیگری میده و با جمع شدن و بیشتر شدن این نخها ادمها بهم نزدیکتر میشن ولی هر وقت دلخوری بینشون پیش میاد یکی ازین تارها پاره میشه و اونوقت انها باید تلاش کنند تا یک تار دیگه و شایدم چند تار دیگه را به رشته محبتشون اضافه کنند وگرنه با مرور زماناین رشته پاره میشه و هیچی ازش باقی نمیمونه .
نمیدونم چرا این نظر را برات گفتم فقط می خوام بدونی من تصمیم دارم تا جایی که می تونم و اجازه دارم این تار نازک اخری را حفظ کنم تا روزی که شاید تو برگردی .
این مدت تمام پستیها و بلندیهای این رابطه را بارها مرور کردم .۲۰روز شبانه روز و بی وقفه و دیدم تنها خودمون دوتا هستیم که میتونیم رابطه ای را که از نظر من ارزش ادامه دادن داره را ادامه بدیم .
یک قدم من و یک قدم تو !
متاسفانه تو توقع داری که راه خودت را بری و من دنبالت بدوم !!!!!!!
گفتم تو برگردی چون دیگه حرفی درین مورد از طرف من نخواهی شنید و من ازین به بعد به روش خودم ادامه می دم .
و تنها روزی درین مورد باهات صحبت می کنم که خودت بیای و بگی که فکر می کنی ما می تونیم باهم ادامه بدیم .
یک تعهدی هست به اسم مسئولیت پذیری که منم توی تو این خصلت را نمی بینم .
من تصمیم خودم را گرفته ام و همه تصمیم ها را من نباید بگیرم!
من تلاش خودم را می کنم تا نکات منفی وجودم را اصلاح کنم و توهم .
سپردمت دست اونی که میدونم خیلی دوستم داره .
خدانگهدار