X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

چهارشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1388

بهش میگم سعی کن دروغ نگی دروغ کار ادمهای ضعیفیه که شجاعت ندارند کار خودشون را قبول کنند . تازه دروغگو دشمن خداست و میره جهنم که از خدا یک عالمه دوره! 

دستهای کوچولوش را میزنه به کمرش و تند تند پلک میزنه و میگه : نخیرشم ! بابای گفت دروغگو میره مجلس تو بهارستان . مگه مجلس جهنمه؟ 

نگاهش میکنم با دهان باز و یاد آگهی تلویزیونی میفتم که میگه : بچه ها می بینند....

با عرض پوزش، به مدت کوتاهی به دلیل تغییرات بر روی برنامه قادر به سرویس دهی نمی باشیم

دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1388

مستقیم توی چشم های من نگاه می کنه و میگه داری اشتباه می کنی ، چنین موبایلی تو بازار وجود نداره !

هاج و واج نگاهش می کنم میگم من توی مغازه طبقه پایین دیدم چون رنگی که من می خواهم نداشت، اومدم اینجا!

نه خانم هنوز تو بازار نیامده که من ندیدم !

میگم بهش که بابا تو سایت هست ، تو مغازه ها هست فقط مغازه تو بازار حساب میشه که چون توش نیست هنوز تو بازار نیامده !

نه تو داری کدش را اشتباه میگی برو کدش را درست ببین بعد بیا اینجا!

اخرش با کمال پررویی رفته یک دفترچه راهنما آورده گذاشته جلو من و با بدترین لحنی که میشه میگه بگرد ببین چنین چیزی اصلا وجود داره یا چرت میگی.

هم نمی خواهم وقتم را برای آدمی که بهم توهین می کنه بگذارم و هم دلم می خواهد بهش ثابت  کنم  تاوان نادانی اون تهمت دروغگویی به دیگران نیست.

دفترچه را باز می کنم و 10 ثانیه بد موبایلی که 4 ماه تو بازار است بهش نشان میدم و میگم اینه .

نگاه میکنه و با لحنی طلب کارانه میگه : حتما چیز آشغالی بوده که من ندارم .

چرا از اول نمی تونست بگه من در موردش اطلاعی ندارم ؟

با عرض پوزش، به مدت کوتاهی به دلیل تغییرات بر روی برنامه قادر به سرویس دهی نمی باشیم
( تعداد کل: 146 )
   1       2       3       4       5       ...       73    >>